توضیح تصویر

خاطرات خنده دار با حال جالب سری جدید

با بابام رفتیم فلفل بخریم، به فروشنده میگه : اگه شیرینه ۱ کیلو بده..
فروشنده گفت : حاجی شیرین دوست داری زردآلو بخر! چرا فلفلو بی‌عفت میکنی
.
.
.
.
.
.
داییم زنگ زده میگه سگم مُرد ، میگم خوب چکار کنم؟
میگه شب میای اینجا از باغ مراقبت کنی؟
.
.
.
.
.
.
.سلام. مانی هستم، ۸ سالمه
پدرم استاد دانشگاهه.
پدرم این ترم که کلاسهاش مجازی شده بود، به هیچ کدوم از دانشجوهاش پاسی نداد. از پدرم پرسیدم چرا همه رو انداختی؟ گفت: چطور میشه من سر کلاس هرچی میپرسم بچه ها بلد نیستند جواب بدن ولی در امتحان مجازی پایانترم که بینهایت سخت گرفتم همشون از یک کنار مثل هم گزینه ها رو زدن و تمام ۵۰ نفرشون تست شماره ۱۴ را نزدن…
یه کم عینکمو جابجا کردم و فکر کردم، من به پدرم حق میدم که به دانشجوهاش ۱ از ۲۰ بده
.
.
.
.
.
.
.
.
دیروز تو خونه صدای تلق تلوق شنیدم.رفتم تو نشیمن،دیدم برادرم روزنامه رو تا کرده و داره مگس میکشته!
ازش پرسیدم:تا حالا چند تا مگس کشتی؟
گفت:سه تا زن دوتا مرد
گفتم:از کجا فهمیدی زنه یا مرد!!!
گفت چون دوتاشون به تلوزیون چسبیده بودن سه تا هم به تلفن
تا حالا اینقدر قانع نشده بودم
.
.
.
.
.
.
.
حکم بازی میکردیم دستو باختیم بابام زد پس کلم گفت چرا خشت نمیای؟
گفتم از کجا بدونم خب؟
گفت سه ساعته دارم به صورت شوهر عمت نگاه میکنم.
.
.
.
.
.
.
.
.
.فکر کنم کرونا خیلی زو مغزم اثر گذاشته
دیشب خواب دیدم یه گربه رفته بالای درخت سیب
یه جعبه گوجه سبز گرفته دستش داد میزنه بدو هندونه به شرط چاقو
.
.
.
.
.
.
.
.
یه روز تو مدرسمون دعوا شد ، اون گفت تو(خطاب به طرف مقابل) هنوز نمیدونی طلا عنصر یا اتم!! اون یکی بهش گفت خودتم نمیدونی!!! هیچی دیگه قانع شد رفت
.
.
..
..
.
.
ين باري كه رفتم مدرسه وقتي برگشتم مادرم خواست بدونه نظرم چيه گفت پسرم روز اول مدرسه چطور بود؟ گفتم چي؟ روز اول؟ يعني دوباره هم بايد برم؟
.
.
..
.
.
.
..
..یکی از فامیلامون (دختر) یک سال مالزی بود، بعد دو سال رفت کانادا. تنهام زندگی میکنه.
واسه تعطیلات برگشته ایران، خواست بره کیش با دوستش، باباش اجازه نداد!
گفت نمی ذارم تنها بری مسافرت!
.
.
.
.
.
.
.
.
.از تشیع جنازه پدر بزرگم برمیگشتیم عمه ام داشت خودشو از شدت ناراحتی میکشت. یکی از اقوام گفت عزیزم چقدر مدل موهات قشنگه!
یهو عمه صاف نشست گفت: تازه الان بهم ریختس!
.
.
.
.
.

یه بار تو تاکسی از سر حجب و حیا خودم چسپوندم به در نخورم به دختره
دختره گفت آقا این مسخره بازی ها چیه درست مثل آدم بشین دیگه :/
آدم نمیدونه باید چیکا کنه … بد معضلی شده
.
.
..
.

به بابام میگم میخوام برم خارج.میگه با کی؟
میگم با یه همراه خوب،همون که تو خونه هم با منه.
دو تا کشیده نر و ماده خوردم.
میگم چرا میزنی؟
میگه خونه میاریش هنوز محرم نشده؟
میگم بابا همراه اولو میگم.
دو تا دیگه هم زد.میگم چرا باز زدی؟میگه چون مثله آدم نمیگی.
گذاشتم رفتم کوچه و کلا به این نتیجه رسیدم که خارج خوب نیس.مملکت به مغزم نیاز داره.
.
.
.
.
..
.
.
اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونتون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتم و تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیومد تازه شاهکارم معلوم شد برای خانواده

.
.
.
..
..
.
.
.

.
.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *